دریافت

 شب های ما

بر پشت بام

گویم الله اکبر

دارم رویایی در سر

و کهکشان شود همراه ما

برای طفلی شیرخوار

رسیده وقت ایثار

تا شاید او رهد از ظلم دیرباز

 

شب سیه گذرکند

غم از وطن سفر کند

دوباره میخندیم دوباره میخندیم

و باز با هم هستیم

دوباره میخندیم دوباره میخندیم

همه یک تن هستیم

 

دختر زیبا

ندای حق تو را خواند

از این برزخ تو را رهاند

جاودان در قلبهای پاک مردمان

 

 

دختر زیبا

از برق نگاه تو

چشم بی گناه تو

روشن ماند مسیر دادخواهان

 

بابا آب داد

بابا نان داد

آن مرد با اسب آمد

تا چاه نفت آمد

و میروم به سوی سرنوشت

آن مرد سلاح دارد

با خلق نزاع دارد

منم به جستجوی سرنوشت

دلت به ره قوی دار

رسیده وقت ایثار...